بن لادن مرد، خامنه ای اما هنوز زنده است؟ پرونده تروریسم اسلامی را باید در ایران بست

پرونده تروریسم اسلامی را باید در ایران بست فرشاد حسینی

دولت آمریکا با شو و هیجان تبلیغاتی وسیعی مرگ بن لادن را اعلام کرد. به دنبال آن سران و سیاستمدارن آمریکا و کشورهای اروپایی با شدت و حرارت تمام مرگ بن لادن را یک پیروزی بزرگ و بعبارتی بعنوان پایان تروریسم اسلامی جار میزنند. چهره ها سیاسی و استراتژیسین ها از اوباماو جرج بوش تا دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس و کرزای همه مرگ بن لادن را نوید صلح و آشتی و آرامش خیال مردم تلقی کردند. اما در پس این هیاهوی تبلیغاتی در مرگ بن لادن یک نگرانی عمیقی به شکل یک سوال  در جان و دل و ذهن مردم تشنه صلح و آرامش از تروریسم میدود. آیا مرگ بن لادن پایان کار تروریسم اسلامی خواهد بود؟

مردم تشنه صلح و رفاه و آزادی حق دارند که از مرگ یکی از تروریست های جنایتکار دنیا خرسند باشند. اما مرگ بن لادن تمام آنچه که این مردم میخواهند نیست. مردم دنیا میخواهند برای همیشه از شر تروریستهای اسلامی خلاص شوند. مردم دنیا نمیخواهند شاهد انفجار بمب ها در میادین شهرها و در کوچه و خیابان در اتوبوس و هواپیما باشند. مردم دنیا نمیخواهند صحنه های تکه تکه شدن انسانها در روزهای افتابی در خیابانهای تل آویو و غزه و آمریکا و افغانستان و عراق و ایران را از صفحه های تلویزیون شان مشاهده کنند. مردم دنیا نمیخواهند هر روز شاهد اخبار قربانی شدن مردم بیگناه چه به شکل بمب چه به شکل جنگ، چه به به شکل اعدام و سنگسار در دنیا باشند. مردم دنیا میخواهند پرونده تروریسم اسلامی بعنوان یکی از بلایا و مصیبتهای هولناک و تکان دهنده سیاسی و اجتماعی برای همیشه در همه جای دنیا بسته شود. از این آمال و آرزوی دیرینه و انسانی مردم دنیا نمیتواند کردیت و مدال افتخار مبارزه با تروریسم بر سینه سازمان سیا و قطب دیگر تروریسم دولتی نصب کرد. همین دولتها و سازمانهای جاسوسی بودند که بن لادن ها را از گورستان تاریخ بیرون کشیده و آموزش دادند و به بلای جان مردم بدل کردند 

تروریسم اسلامی اگر چه با حکمت اسلامی در ایران اغاز نشده اما با قدرت گیری این حکومت جنایت و تروریست پرور جان تازه ای در منطقه خاورمیانه و در سطح بین المللی پیدا کرد. جمهوری اسلامی یکی از مهمترین دولت های صادر کننده و حامی و پرورش و تغذیه کننده تروریسم اسلامی در سطح بین المللی است. جمهوری اسلامی سر افعی ترورسیم اسلامی در دنیاست. جمهوری اسلامی یک تهدید جدی و واقعی صلح و امنیت در سطح بین المللی است. خطر و مضرات جمهوری اسلامی تنها برای هفتاد میلییون جمعیت مردمی که در این جغرافیا زیر یکی از خشن ترین و جنایتکار ترین رژیم تروریسم دولتی زندگی میکنند نیست. دستهای جنایت جمهوری اسلامی از اوین تا تل آویو و از خیابانهای تهران تا خیابانهای بوینوس آیرس آغشته به ترور و جنایت است. بن لادن و کل شبکه تروریستی اسلامی روی دوش سیستم جهاد پرور و تروریسم جمهوری اسلامی، با کمک سازمان سیا و حمایت دولت های غربی پرورش یافتند. سکه تروریسم اسلامی یک رویش بن لادن و روی دیگرش خامنه ای است. بن لادن مرد اما خامنه ای بعنوان یکی از مهمترین مهره های صادر کننده تروریسم اسلامی هنوز زنده است و هنوز بر ریسمان قدرت سیاسی در ایران اویزان است. 

 برای محو کامل تروریسم اسلامی از صحنه زندگی اجتماعی بشر باید این سر افعی جنایت را زد. پرونده تروریسم اسلامی در ایران و با سرنگونی حکومت تروریست پرو اسلامی میتواند بسته شود. مردم دنیا زمانی میتوانند به صلح  و آرامش و رهایی از خشونتهای اسلام سیاسی امیدواری بیشتری دست یابند که یکی از مهمترین پایگاههای تروریسم اسلامی یعنی جمهوری اسلامی از صحنه سیاست جهان پاک شود. و این نه کار سازمان سیا نه کار کمونادوهای آمریکایی و دولت آمریکا که کار جامعه و مردم ایران است. تروریسم اسلامی را با یک عملیات چریکی سازمان یافته دولتی نمیتوان محو کرد تروریسم اسلامی را تنها یک انقلاب اجتماعی مدرن و که انسانیت محور و اساسش باشد میتواند پس بزند. مبارزین واقعی علیه تروریسم نه کوماندوهای سیا که زنان، جوانان و کارگران ایران هستند. مردم به تنگ آماده از حاکمیت سی ساله تروریسم اسلامی هستند که میوانند و باید مدال افتخار مباره با تروریسم را بر سینه خود بکوبند. قهرمانان مبارزه با تروریسم و نوید دهندگان صلح و آرامش نه اوباما و کامرون و کرزای که ندا ها و فرزاد کمانگرها هستند. پایان دادن به تروریسم کار جنبش هایی است که هیچ منفعتی در حاکمیت و سیاست تروریستی ندارند. کار جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش خلاصی فرهنگی، جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی است. بستن پرونده تروریسم اسلامی کار یک انقلاب سکولار و آزادیخواه و تا مغز استخوان معتقد و وفادار به ارزش های انسانی میباشد و لاغیر.

Advertisements

One Response to بن لادن مرد، خامنه ای اما هنوز زنده است؟ پرونده تروریسم اسلامی را باید در ایران بست

  1. irani says:

    اصولا باید مسائل را از دید کلی تری بررسی کرد. برای اینکار ابتدا باید تاریخ را خوب دانست و بعد از درون آن به علایق جغرافیایی ، اقتصادی ، امنیتی ، اجتماعی ،سیاسی ، نژادی ، قومی، منطقه ای و نظامی کشورهایی که از دو هزار سال پیش تاریخ تمدن بشر رو ساخته اند بخوبی دقیق شد تا بتوان سیر تحولات کنونی را درک کرد. آنچه که مسلم است اینست که تا قبل از اسلام دغدغه غرب به سردمداری یونان و پس از آن روم استیلای بر جهان تمدن ایران بود. ایران همواره سدی مقاوم در برابر تمدن غرب بر جهان آنروز و رسیدن دست اروپائیها به هند و چین بود. پس از ظهور اسلام و کم رنگ شدن قدرت ایران ، غرب خود را در برابر نیرویی جدید دید که جایگزین نقش ایران شده بود. البته بدلیل اختلاط اسلام با تمدن ایران میتوان گفت که غرب خود را در برابر یک نیرویی یافت که علاوه برمشی دنیوی به یک بینش روحانی نیز مسلح شده بود که آن را از یک تمدن ایرانی صرف متمایز میساخت. به بیان دیگر تمدن ایران با اسلام روئین تن شده بود. بهمین دلیل مشاهده میکنیم که در قرون وسطی تهاجماتی رو به اسم جنگهای صلیبی علیه مسلمانان براه انداختند که در واقع هدف آن عقب راندن مسلمانان از مناطقی بود که تمدن غرب آنها را بطور سنتی از زمان امپراطوری روم از آن خود میدانست. باید یاد آور شد که امپراطوری روم بر کل منطقه مدیترانه مسلط بود و این دریا را از آن خود میدانست و تمام کشمکشش با ایران نیز بیشتربر سر همین مسئله بود. امروز نیز غرب با پیروی از همین بینش و حتی تسلط کامل بر دنیا رقیبی مزاحم بر سر راه خود دارد که آن هم کشورهای اسلامی بطور اعم و ایران بطوراخص میباشد. با علم کردن اسرائیل آنها توانستند بیت المقدس را که گل سر سبد سرزمینهای روم باستان بود را از چنگ مسلمانان خارج کنند و بدینترتیب کاری که در جنگهای صلیبی از آن باز مانده بودند را به انجام برسانند. مرکز مهم دیگری که غرب دنبال آن است و جزء لاینفک روم باستان میداند، استامبول است. برای رسیدن به این هدف غرب نیازمند از میان برداشتن جهان اسلام است. این کار از ظهور امپراطوری عثمانی آغاز شده ولی از فکر تشکیل دولت اسرائیل بطور رسمی و شدید در دستور کار غرب قرار گرفته و بنظر من با ساخته و پرداخته کردن عملیات ۱۱ سپتامبر توسط عوامل خودشان کلید به انجام رسیدن آن به عنوان استراتژی اول آنها زده شد. این مسئله درست پس از فروپاشی شوروی که قسمت اعظم نیروی آنها رو صرف خودش کرده بود ،سرعتی خیره کننده بخود گرفت. نابودی جهان اسلام تنها با تضعیف آن یعنی با پاره پاره کردن کشورهای اسلامی میسر بود. برای این کار غرب با دو روش وارد میدان شد. اول ضعیف کردن کشورهای مقتدر اسلامی با ایجاد انقلاب و بعد با تجزیه آنها با ایجاد روح ناسیونالیسم در میان اقوام آنها. بهمین ترتیب بود که ایرانی که داشت میرفت تا ژاپن را به مبارزه بطلبد را با یک انقلاب از پای در آوردند و آن هم میسر نمیشد مگر با سوق دادن شاه به قانون شکنی و ظلم به ایرانی. پس از آن برای از نفس انداختن ایران و عراق جنگی بزرگ را بین این دو کشور براه انداختند ک نتیجه آن اشغال عراق و بدنام کردن ایران میان همسایگان آن در خارج و استقرار حکومتی قانون شکن و ضد انقلاب و ضد مردمی در داخل که نتیجه آن نفرت مردم از این حکومت و انزجار همسایه ها از آن بود. هدف چنین سیاستی بی دفاع کردن مملکت بدلیل بی تفاوتی مردم آن و گسست میان دولتهای اسلامی منطقه بود.
    بنابراین، با این چشم انداز ایجاد روح ناسیونالیسم با بوجود آوردن پانترکیسم و پان عربیسم توسط عوامل سرسپرده خود غربیها گام به گام در جهت رسیدن به اهداف شوم خود به پیش میروند. نتیجه اینکه با تجزیه کشورهای مقتدر اسلامی آنها را به کشورهای کوچک ضعیف و اقماری تبدیل کرده تا بتوانند براحتی بر سرنوشت آنها مسلط شوند. این کار با جداسازی قسمتی از اندونزی آغازشد و الان سودان نیز در آستانه تجزیه قرار دارد. عراق نیز کشوری است تقریبا تجزیه شده و الان بدنبال این هستند تا با ندانم کاریهای نابخردانه مشتی عقب افتاده در جمهوری اسلامی و تنی چند از باصطلاح روشن فکر خارج نشین با القای حکومت فدرالی در ایران به تجزیه ایران عزیز نیز جامعه عمل بپوشانند. غرب شطرنج بزرگ خود را آغاز کرده وآغاز آن حملات ۱۱ سپتامبر بود. حرکت بعدی آنها اشغال عراق و افغانستان و بعد مصادره حرکت ملل عرب در شمال آفریقا و خاورمیانه. همانطور که شاهدیم در مصر و تونس هنوز عوامل غرب در راس قدرتند و در لیبی با عملیات کاذب عملا در این کشور مستقیما دخالت کرده و به قذافی اجازه میدهند که هر چه بیشتر لیبی و اقتصاد آن و مردمش را نابود کند. در مورد ترکیه نیز با ورود آن به اروپا شدیدا مخالف هستند و بتازگی اجازه جفتک پرانی به اردوغان داده اند تا بدینترتیب با ایجاد خودخواهی کاذب در او وی را به خطا بیاندازند. شاهد هستیم که همین خودخواهی کاذب باعث شده که ترکیه با اسرائیل درگیر و در ناتو ساز مخالف بزند. من مطمئنم که اروپا همان بلایی راکه سر قبرس آورد سر ترکیه نیز خواهد آورد. بدینترتیب که با یک ترفند زیرکانه به بهانه ورود مرحله به مرحله ترکیه به اروپا با ورود تنها منطقه استامبول و قسمت اروپایی ترکیه به اتحادیه اروپا موافقت خواهد کرد که بدینترتیب استامبول را عملا از ترکیه جدا خواهد کرد و بعد با انجام یک رفراندوم این جداسازی را رسمی خواهد نمود. با این کار تضعیف ترکیه کلید خورده و کردستان از آن جدا خواهد شد. ایران را هم با اشاراتی که در بالا آوردم تجزیه و عملا چند کشور مقتدر اسلامی را در قالب خاورمیانه بزرگ از پای در خواهند آورد. در مورد ترکیه نباید فراموش کرد که اوباما بتازگی انگشت روی نسل کشی ارامنه گذاشته است . این یعنی بی مهری شدید به ترکیه. با به میان کشیدن مرگ بن لادن و انگشت اتهام بسوی پاکستان میتوان فهمید که فکر تجزیه پاکستان نیز در دستور کار قرار گرفته. بلوچستان و کشمیر میتوانند براحتی جدا شوند . در این میان هند میتواند عامل خوبی برای نیل به این هدف باشد.
    در پایان، مردم منطقه باید بدانند که آتش پشت در خانه آنهاست و هستی آنها را تهدید میکند. این را نیز بدانند که با تجزیه یک کشور بزرگ هیچ قومی به سروری نمیرسد همانطور که کشورهای حاصل از شوروی و یوگسلاوی نرسیدند. این کشورها امروز جزو اقمار بی جیره و مواجب اروپا ، روسیه وآمریکا هستند و بشدت بازیچه دست آنها قرار گرفته اند. این را نیز بدانند که اگر تجزیه کار ساز بود کشورهای اروپایی با این همه اختلاف زبانی و فرهنگی و نژادی و اجتماعی بدور هم جمع نمیشدند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s

%d bloggers like this: