خارج: میدان بزرگ نبرد برای آزادی

اعدام فرزاد کمانگر و چهار فعال سیاسی دیگر، بر پروسه روند تحولات سیاسی ایران  تاثیر غیر قابل انکاری داشت. تعمیق جنبش انقلابی مردم و قرار گرفتن این جنبش بر تسمه نقاله نیروی چپ جامعه یکی از مهمترین مشخصات این تحولات در پس اعدام های اخیر بود. در داخل و خارج، این اعدامها اعتراض مردم را چپ تر رادیکال تر و میلیتانت تر کرد. در داخل کردستان در ابعاد وسیع و توده ای با فرخوان نیروی چپ جامعه در یک اعتصاب عظیم و گسترده توده ای فرو رفت و در خارج پرچم سبز و سفید مبارزه به اصطلاح مدنی در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی نه تنها بالا نرفت که در همان نطفه دود شد و پرچم سرخ تعرض میلیتانت به مراکز رژیم اسلامی برفراشته شد.

در خارج کشور اعتراضات وسیعی در همان لحظات پخش خبر اعدامها در اقصی نقاط جهان شکل گرفت و سفارتخانه ها و مراکز رژیم اسلامی مورد آماج حملات مخالفین حکومت اسلامی قرار گرفت. این اعتراضات با قدرت روزانه در کشورهای مختلف اعدامه داشته و گسترش میافتند. اعتراض وسیع و میلیتانت مردم در خارج نه تنها پاسخ  و تودهنی محکمی به رژیم اسلامی که تودهنی محکمی به نیروها و جریاناتی بود که از موضع حفظ نطام و قانون اساسی در مقابل مبارزات میلتانت مردم در خارج ایستاده و علیه آن فحاشی کرده و مردم را به تاکتیک سوخته قدیمی آرامش فعال دعوت میکردند.

در دوران غلیان های سیاسی و انقلابی که مردم در ابعاد وسیعی برای تاثیر و تغییر در سرنوشت سیاسی خود به حرکت درمی آیند ، سیاست به معنی واقعی کمله توسط توده های مردم در خیابان جاری میشود. حرکت رادیکال و توده ای مردم جای لفاظی ها، موعظه ها و پند و اندرزهای مدافعان نظم موجود، رسانه های رسمی و گروههای حاشیه ای طرفدار حفظ نظام و قانون اساسی نظام را میگیرد.و تحولات سیاسی با سرعت شگرفی جریان پیدا میکند. احزاب و شخصیتهای مدافع نطام که ممکن بود تا قبل از آن زمان نقل و نبات رسانه های حاکم و رسمی باشند از خاطره های میروند. رسانه های مزدور و نان به نرخ روز خور با ناباوری هر روز متوجه میشوندآنچه سالها علیه اش شانتاژ کرده اند به بایگانی سپرده میشود و تمهای جدیدی جا باز میکنند. این اتفاق به روشنی در هفته گذشته در مقابل چشم همه رژه رفت. نشان داد که مبارزات مردم چه در داخل و چه در خارج را نمیتوان در چهارچوب  افق حفظ نظام قرار داد. با هیچ ترفندی نمیتوان بر آن رنگ سبز حفظ قانون اساسی زد.

تا آنجایی که به خارج کشور بر میگرده امروز این اظهر المن شمس است که خارج کشور مدتهاست که به یک ميدان بزرگ نبرد براى آزادى و رهايى در ايران تبديل شده است. در خارج کشور جمهوری اسلامی نه تنها حاکمیت سیاسی که حتی مشروعیت قانونی اش در نزد دولتهای غربی را هم به کل از دست داده است. در خارج این مخالفین جمهوری اسلامی هستند که در موضع کنترل و بعبارتی در موضع حاکمیت قرار دارند.بنای مراکز و سفارتخانه های جمهوری اسلامی مدام زیر زلزله و گردباد غول اسای سیاسی مخالفین جمهوری اسلامی میلرزد. این واقعیتی است که در امتداد واقعیت مبارزه انقلابی مردم برای سرنگونی رژیم در داخل ایران متصل است. تمام هسته اصلی ماجرا این است که مردم میخواهند کل بساط این جانیان اسلامی  را برای همیشه جمع کنند. هر نیرویی که در مقابل این خواست قراره بگیرد به سرعت حاشیه ای شده و لابلای اعتراضات متعدد و متنوع مردمی گم میشود و محو میشود. به سرعت ناباورانه ای نیرو از دست میدهند و در مقابل نیروهایی که پرچم انقلاب و مبارزه فعال برای سرنگونی نظام و جمع کردن بساط جمهوری اسلامی را در دست باشد به سرعت به مرکز سیاست کشیده شده نیرو میگیرد و تقویت میشود. انقلاب چه در داخل و چه در خارج دارد با سرعت به جلو میرود. موانع را پس میزند ایستگاهها را رد میکند و بسمت آینده که سرنگونی جمهوری اسلامی است میتازد. آینده با نیرویی است که با اتکا به همین انقلاب مردمی خواهان جارو کردن جمهوری اسلامی است. هر نیرویی که با هر افق و استراتژی در درمقابل این انقلاب قرار میگیرد از روند و سیر اصلی تحولات سیاسی عقب مانده و به حاشیه ها پرتاب میشود. نیرویی که در مقابل انقلاب قرار میگیرد  بيش و پيش از هر چيز در خدمت حفظ وضع موجود است. حفظ وضع موجود به معناى ممنوع کردن دفاع از خود در مقابل استبداد مسلح و کنار گذاشتن و تخطئه قيام براى آزادى است.

روند اعتراضات مردم در خارج کشور طی یک سال گذشته به روشنی این را به اثبات رساند. اون نیرویی که با شعارهای رای من کجاست به شوق امده بودند و امیدوار بودند که کار دکه جنبش اصلاحا‌ت شان در خارج میگیرد و خودشان را به این امامزده بسته بودند، به سرعت شاهد ترکیدن حباب رویاهاشون شدند. اعتراضات مردم چه به لحاظ مضمون شعارها و چه به لحاط پتانسیل رزمندگی و میتلیتانسی کاملا در جهت مخالف رویاهای استراتژیسین های جنبش اصلاحات پیش رفت. حزب کمونیست کارگری یک نیروی مهم و حیاتی در به شکست کشاندن این جنبش و از سکه انداختن کسب و کار اینها در خارج بود. حزب نه با تکتیک منزه طلبی که با تاکتیک دخالت فعال و سرسختانه در تمام اعتراضات سنگر و میدان مبارزه در خارج را برای حافظین قانون اساسی خالی نگذاشت. در دل اینها بعنوان یک آلترناتیو وایسادیم پرچم بلند کردیم حرف زدیم نوشتیم نقد کردیم شعار دادیم جنگیدیم و آن را به آلترناتیو و افق حاکم در اعتراضات مخالفین رژیم در خارج بدل کردیم. همزمان میلیتانت و رادیکال تر شدن فضای اعتراضات در داخل به ویژه از بعد از ۱۸ تیر به بعد به این روند تسلط افق رادیکالیسم بر فضای اعتراض ایرانیان در خارج کشور کمک مهمی کرد.

جمهوری اسلامی در گردباد اعتراض مخالفین حکومت در خارج گرفتار آمده است. تنها پتویی که جنازه نیمه جان آن را در خود نگهداشته پلیس های ضد شورش و قوانین دیپلماستی دولتهاست. جمهوری اسلامی به لحاظ سیاسی عملا در خارج ساقط شده است. قدرت هیچگونه ابراز وجود علنی در خارج ندارد. در نزد افکار عمومی یکی از مطرودترین و منفورترین نطامهی سیاسی دنیاست. اما به لحاظ تشکیلات اداری و موقعیت قانونی در خارج هنوز نفس میکشد. و این آخرین نفس ها نیز با گسترش هر چه بیشتر اعترضات، با هر چه توده ای تر کردن دامنه و ابعاد اعتراضات و با میلیاتنت تر کردن آن ، عملی میشود. هدف در خارج باید جمع کردن کل بساط جمهوری اسلامی، کل مراکز و سفارتخانه های رژیم باشد. حکومتی که در خارج ساقط شود در داخل با اولین تندباد اعتراض توده ای به زیر کشیده خواهد شد. باید با تمام قوا برای سقط رژیم در خارج کار و فعالیت کرد.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s

%d bloggers like this: