چه کسی مقصر مرگ پناهجویان است؟ در حاشیه مرگ چهار پناهجوی ایرانی در مسیر یونان

فرشاد حسینی

هنوز نسیم امید‌بخش پیروزی پناهجویان متصحن در یونان از تن مان خارج نشده، که خبر تراژدی هولناک مرگ چهار پناهجو در یک کامیون به گوش میرسد و دل ها را می آزارد.

طى ماههای اخير بسیاری از اخبار مربوط به سوانح دريايى و زمینی و جان سپردن انسانها، مربوط به پناهجويان بوده است. کمتر خبرى حاکى از شکسته شدن و غرق شدن کشتى هاى تجارى انتشار يافته است. کمتر خبری از تلف شدن انبوه کالاهای تجاری در میان بوده است. سفر براى کالاهاى تجارى سرمايه بمراتب امن تر از سفر براى انسانها‌ست. زندگی برای کالا امن تر از زندگی برای انسان هاست. حتی جایگاه کالاها در کشتی ها و کامیون ها به مراتب امن تر محفوظ تر و و ایمنی تر از جایگاه انسان های جویای خوشبختی در همان کشتی ها و کامیون هاست. واقعیت دنیای سرمایه داری به سادگی یعنی همین. یعنی دنيايى که شان و زندگى انسان به اندازه يک کالا نيز ارزش ندارد.

اينهمه وقايع تلخ و تراژيک انسانی در حالى رخ ميدهد که سران دول اروپايى هربار در نشستهاى خود در تلاش کنترل بيشتر مرزهاى خود و محدود کردن بيشتر راههاى ورود به اروپا ميباشند. راههای ورود نه کالاها که انسان ها. مجموعه سياستهايى که اين دول براى تبديل اروپا به دژ تسخير ناپذير انجام ميدهند نتايجش فاجعه بار ساختن هرچه بيشتر فرار و پناهندگى انسانهاى تحت حاکميت ستم و استبداد سياسى و اقتصادى در دنياست. اين سياستهاست که آسيب پذير ترين، و خطرناکترين سياستها را پيش روى پناهجويان قرار ميدهد.

اين حوادث اجتناب ناپذیر طبیعی نيست كه اينگونه به جان فراريان يكي از خشن ترين نظامهاي سياسى دنيا افتاده است. اين قانونمنديهاى سخت و آهنين اجتماعى حاكم بر زندگى و قفل هاي آويزان بر دروازه هاى پناهندگى است كه اينگونه جان شيرين انسان ها را به نيش دندان مرگ و نابودی میکشد. پناهجويانى كه زندگى شان به اين شكل دراماتيك خاتمه يافت، قبل از هر چيز قربانيان يك سيستم و دو نظام متفاوت اند. خمير مايه و سيستم مشترك اين دو نظام سرمايه است. سيستمى كه در آن انسان چيزى جز كالا يا محملى براى بازتوليد ثروت مادي و سرمايه نيست. نطام متفاوت يكى نظام جمهورى اسلامى است كه با شمشيرهاى آهيخته يك زندگى غيرقابل تحملى را به جامعه تحميل كرده و نظام دمكراسى غربى، كه حقوق بشر و انسان تنها كالاهاى لوكس و بى مصرف در ويترن تزئينات موزه حقوق انسانى آنهاست. پناهجو و پناهنده همواره زير اين دو تيغه زندگى اش پاره ميشود. در يكسو نظامى وجود دارد كه كمترين ارزشى براى انسان و حقوق اش قائل نيست و در سوى ديگر حقوق انسانى را در بالاترين و صعب العبورترين و خطرناكترين تپه ها قرار داده است. قدر مسلم هم جمهورى اسلامى و هم سيستم كنترل شديد و پليسى و قوانين پناهندگى، هر دو در شكل دادن به چنين فجايعى، نقش اساسى بازي ميكنند. 

اما چنين مرگ هاى دلخراشى سرنوشت محتوم پناهجويان ايرانى نيست. متحد شدن و متشكل شدن و شركت دريك مبارزه وسيع اجتماعي در دفاع از حقوق خود سرنوشت ديگرى است كه ما آن را رقم ميزنيم. ثمره و طعم شیرین این اتحاد را همین چند روز پیش در پیروزی مبارزات پناهجویان در خود یونان دیدیم. دیدیم که چژونه با اتحاد و مبارزه به جای غرق شدن در خلسه های ناامیدی و پراکندگی و افسردگی و به جای پناه بردن به مسیرهای خطرناک، به کامیون ها و کشتی ها، با تلاش و مبارزه متحد ورق را به گونه ای دیگر در زندگی رقم زد. با متشكل شدن در سازمانى مانند فدراسيون سراسری پناهندگان ایرانی ميتوان ميزان وقوع چنين فجايع تلخ و مشقات باري را در زندگى خود كمتر و كمتر كرد. با متشكل شدن ميتوان داستان زندگى و سرنوشت خود را به گونه اى زيباتر و انسانى تر نوشت. با متشكل شدن ميتوان گام به گام موانع و محدوديت ها و مشقات پناهندگى را از جلو پاى سيل فراريان جمهورى اسلامى و ساير دولتها و نظامهاي انسان ستيز برداشت. با متشكل شدن ميتوان از حق زندگى و برخوردارى از يك زندگى بهتر بهره مند شد.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s

%d bloggers like this: