در حاشیه عقب نشینی شورای سبز امید در مقابل روز جهانی زن

 

فرشاد حسینی

شورای سبز امید عاقبت زیر فشار خرد کننده اعتراضات عقب نشینی کرده و تسلیم فضای رادیکال جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی برای تظاهرات در روز ۱۷ اسفند شد. این شورا در بیانیه شماره ۵ خود با یک لحط شرمگینانه ای اعلام کرد که از حرکت زنان در ۱۹ اسفنبد حمایت میکند. اما این عقب نشینی هنوز کافی نیست. مسئله زنان و مطالبات برابری خواهانه کامل زنان  باید محور مبارزات مردم علیه دیکتاتوری باشد. این مطالبات را باید به هر نیروی سیاسی در ایران تحمیل کرد. 

 شورای سبز امید در بیانیه شماره ۴ خود با حذف ۱۷ اسفند عملا دهن کجی و توهین بزرگی به سی سال مبارزه برای آزادی و برابری کامل حقوق زنان و مردم کرد. عملا به چهره میلیونها زن که سی سال برای حقوق برابر به اشکال مختلف تلاش و مبارزه میکند تف کرد. حذف روز ۱۷ اسفند از تقویم اعتراضات توسط شورای سبز، عملا این نیرو را در کنار سربازان خامنه ای قرار داد. تلاش برای دور زدن مطالبات برابری خواهانه زنان؛ تنها یک لغزش سیاسی نیست. این یک امر هویتی کل جنبش ملی اسلامی است. تا زمانیکه پرچمشان پرچم اسلام باشد زن ستیزی جز تفکیک ناپذیر اهدافشان است. تا زمانیکه چهاچوب اعتراضاتشان در حد نطام و قانون اساسی است تبعیض و آپارتاید جنسی جزو فرهنگ مبارزاتی شان است. زمانیکه در قدرت باشند مجریان پار و پاقرض بی حقوقی زن میشوند وقتی در اپوزیسیون باشند مجبورند در مقابل مسئله زن کورو کر و لال شوند. چرا که پایه ها و ستون های حکومت اسلامی و قانون اساسی بر ستمکشی و تبعیض و بی حقوقی زنان استوار شده است.

مسئله زن پاشنه آشیل (نقطه ضعف ویران کننده) جنبش ملی اسلامی است. مسئله زن در عین حال یکی از چسبهای وحدتی است که کل احزاب و گروههای مختلف این طیف و جنبش را به هم میچسباند، انکار حقوق برابر زنانفصل مشترک تمام نیروهای معتقد به اسلام و قانون اساسی و حفظ نطام اسلامی است.

 کسی که مسئله تغییر شرایط زنان و تلاش و مبارزه برای برابری کامل حقوق زنان برایش مسئله نباشد، نمیتواند یک نیروی ضد دیکتاتوری باشد. مسئله زن مهمترین فاکتوری است که میتوان جریانات سیاسی را و میزان آزادیخواهی و برابری طلبی شان را محک زد. جریانی که به خواسته ها و مطالبات برابری طلبانه زنان پشت میکنند و به آن وقعی نمینهند، به روشنی دارند اثبات میکنند که مشکلشان با خامنه ای و بیت رهبری در تمامیت یک دستگاه جهنمی تا مغز استخوان ضد انسانی نیست. مشکلشان  دستگاه شکنجه و اعدام و تبعیض و آپارتاید جنسی نیست. مسئله شان تحمیل سی سال حقارت و بی حقوقی زنان نیست. مسئله شان ،آزادی وحقوق انسانی نیست. مشکلشان تنها و تنها جارو شدن از صف حاکمیت است. مسئله شان تنها جمع شدن سفره پر نعمت ثروت و قدرت از پیش رویشان و عقب ماندن در شراکت در غارت و چپاول مردم است. این نیروها را باید شناخت. نقاط صعف شان را زیر نورافکن قرار داد. این تنها یک اشتباه سهوی کوچک نیست. این تصویر سیمای بی حقوقی زن در سیستم فکری و سیاسی آنان است.

 با قدرت هر چه تمامتر به سوی هشت مارس ۱۹ اسفند، بسوی پیروز کردن جنبش آزادی و برابری برویم.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s

%d bloggers like this: