siavash shahabi’s invitation is awaiting your response

LinkedIn
siavash shahabi would like to connect on LinkedIn. How would you like to respond?
siavash shahabi
siavash shahabi
Bloger at WordPress
Confirm you know siavash
You are receiving Reminder emails for pending invitations. Unsubscribe
© 2014, LinkedIn Corporation. 2029 Stierlin Ct. Mountain View, CA 94043, USA

lazetq-htpgqvo0-1.gif

Advertisements

siavash shahabi’s invitation is awaiting your response

LinkedIn
siavash shahabi would like to connect on LinkedIn. How would you like to respond?
siavash shahabi
siavash shahabi
Bloger at WordPress
Confirm you know siavash
You are receiving Reminder emails for pending invitations. Unsubscribe
© 2014, LinkedIn Corporation. 2029 Stierlin Ct. Mountain View, CA 94043, USA

lazetq-htfh5eii-3z.gif

Check out my profile on LinkedIn

LinkedIn
siavash shahabi
From siavash shahabi

Bloger at WordPress
Iran

I’d like to include you in my network to share updates and stay in touch.

– siavash

Confirm that you know siavash
You are receiving Invitation to Connect emails. Unsubscribe
© 2014, LinkedIn Corporation. 2029 Stierlin Ct. Mountain View, CA 94043, USA

lazetq-ht5whx9q-28.gif

محاکمه سران جمهوری اسلامی با اتکا به جنبش توده ای شاکیان نظام

جوانان کمونیست ۵۱۳

مصاحبه با جوانان کمونیست با فرشاد حسینی پیرامون محاکمه سران جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی جنایی لاهه

جوانان کمونیست: شما به مناسبت ۱۷ جولای روز جهانی عدالت جزایی از طرف کمیته بین المللی علیه اعدام نامه سرگشاده ای به دادگاه بین المللی جنایی لاهه تحت عنوان متن کامل کیفر خواست علیه سران جمهوری اسلامی به جرم نسل کشی و جنایت علیه بشریت صادر کرده اید. اهمیت صدور چنین نامه ای در چیست؟

فرشاد حسینی:  این نامه در واقع یک نوع مانیفست کیفرخواست علیه سران جمهوری اسلامی است. نامه حاصل چکیده ای از جنایتهای جمهوری اسلامی در طول حیات سیاسی خود میباشد. چکیده ای از نامه ها و فرمهای شکایت ارسال شده به ما و کوهی از اسنادی که در خصوص جنایات جمهوری اسلامی تا کنون منتشر شده است. یکی از موارد مهم عهد نامه روم که بر اساس آن میتوان دولتی را متهم به نسل کشی کرد جنایتهای سیستماتیک این دولت علیه بخش معینی از جامعه است. در این نامه سعی کردیم تیتر وار نشان دهیم که چگونه درطی سی سال حیات جمهوری اسلامی یک نسل کشی سیستماتیک برنامه ریزی شده و هدفمند برای حذف و سرکوب کلیه مخالفین جمهوری اسلامی  انجام گرفته و همین امروز هم در حال اجراست. این نامه میخواهد توجه مقامات قضایی دادگاه بین الملی لاهه و افکار عمومی دنیا را به این موضوع جلب کند که لیست موارد اتهامات جمهوری اسلامی حتی تنها به کشتار و اعدام و زندان شکنجه محدود نشده و یک جنایت وسیع و سازمان یافته در تمام ابعاد زندگی سیاسی اجتماعی فرهنگی بشری را شامل میشود. از تحمیل یک سیستم آپارتاید جنسی و بردگی جنسی تا تعرض و سرکوب و استبداد فرهنگی جمهوری اسلامی در عرصه های فرهنگی و هنری از محروم کردن مردم جامعه از پروسه انتخابات بعنوان حق ابتدایی حقوق مدنی تا تحمیل یک سیستم پلیسی کنترل بر زندگی فردی مردم و مخالفین حکومت. تمام اینها موارد اتهاماتی مطرح میشود که تا کنون جزو اتهامات جمهوری اسلامی جایی عنوان نشده است.

صدور این نامه و مانیفست در عین حال یک خاصیت  مهم دیگری هم دارد و آن این است که برای خواست و پروسه محاکمه سران رژیم شاخص و میزان قضایی جدیدی را تعیین میکند. شاخصی که اتهامات جمهوری اسلامی را در یک ابعاد به مراتب وسیعتر و گسترده تر مطرح میکند. شاخصی که میگوید نه تنها اعدام و شکنجه و کشتار مردم جرم است حتی تحمیل کردن حجاب و نوع پوشش به مردم و ممنوع کردن جوانان از گوش دادن و تولید موسیقی و فیلمهای دلخواه خود نیز به همان اندازه جرم است و جنایت محسوب میشود. محروم کردن کارگران از حق تشکل و اعتراض جرم است و مصداق جنایت است. کنترل پلیسی در زندگی شخصی افراد جامعه جرم است و مصداق جنایت محسوب میشود. بعبارتی میخواهیم بگوییم جنایت تنها حذف فیزیکی نیست. حذف اجتماعی فکری فرهنگی مردم از برخورداری از کلیه حقوق شان  جنایت محسوب میشود و در کنار اعدامها و کشتارها و شکنجه ها یک تصویری کامل تر و دقیقتری از مصادیق جنایت علیه بشریت و نسل کشی را ارائه میدهد.

قطعا اتهامات وارد شده در این نامه تمام موارد جنایات جمهوری اسلامی را هنوز در برنمیگیرد. اما تلاش شده سرتیتر مهمترین موارد اتهامات را در بربگیرد. البته برای تمام این موارد کوهی از اسناد نوشتاری صوتی و تصویری هست که همه را به دادگاه ارائه میدهیم.

 

 جوانان کمونیست: آیا اساسا دادگاه بین المللی جنایی لاهه چنین پرونده هایی را بررسی می کند؟ آیا نمونه هایی موجود است؟

 

فرشاد حسینی: در نامه اتفاقا با دقت و حساسیت زیادی تلاش شده که  کلیه اتهامات دقیقا منطبق باشد بر مواردی که در معاهده روم بعنوان جنایت علیه بشریت و نسل کشی محسوب شده و مرتکبین آن را تحت پیگرد قضایی قرار میدهند. طبق این معاهده این پرونده میتواند و باید موضوع کار دادگاه بین المللی جنایی لاهه باشد. مسئله ای که وجود دارد این است که معاهده روم در مرحله اول پرونده دولتهایی را مورد بررسی قرار میدهد که این معاهده را امضا کرده و عضو آن باشند و جمهوری اسلامی جزو دولتهایی است که هنوز این معاهده را امضا نکرده و عضو آن نمیباشد. اما این هنوز به این معنی نیست که جمهوری اسلامی و سران آن بتوانند خیلی راحت از زیر تیغ پیگرد قضایی بین المللی در بروند.

 موضوع نحوه پیگرد سران دولتهایی که مرتکب جنایت علیه بشریت شده اما عضو معاهده روم نمیباشند یک موضوع پر مناقشه و مور بحث در سطح قوانین بین المللی است و اخیرا ما شاهد پیشرفتهای عملی و فرصت های جدیدی در زمینه محاکمه سران چنین دولتهایی هستیم. نمونه مشخص آن محاکمه عمر البشیر و قذافی بعنوان سران دولتهایی که جزو معاهده روم نیستند میباشد. هر چند که طبق معاهده روم محاکمه سران دولتهایی که عضو معاهده نمیباشد عموما در حوزه اختیارات شوای امنیت سازمان ملل بوده و این ارگان است که میتواند پرونده ای را برای محاکمه به دادگاه لاهه ارجاع دهد. اما در کنار معاهده روم اختیاراتی را نیز برای دادستان دادگاه بین المللی جنایی لاهه ایجاد کرده که بتواند چنانچه این مقام قضایی تشخیص دهد شواهد و ادله برای محاکمه سران چنین دولتهایی به اندازه کافی وجود داشته باشد مستقیما از شورای امنیت درخواست ارجاع پرونده به دادگاه را کند. ما در حال حاضر از این موقعیت داریم استفاده میکنیم. و تلاش ما این است که با ارائه اسناد و شواهد و ادله دادستانی را قانع کنیم که پرونده جمهوری اسلامی را برای به جریان انداختن در دادگاه به شورای امنیت ارجاع دهد.

جوانان کمونیست: سه سال پیش در سال ۲۰۰۸ شما پرونده ای را به همین منظور علیه سران رژیم اسلامی در دادگاه لاهه باز کردید. آن پرونده امروز در چه وضعیتی ست؟

فرشاد حسینی: این پرونده هنوز در مرحله تحقیقات و مطالعات دادستانی است. ما مدام با هر اتفاق جدیدی که رخ میدهد یا هر شکایت جدیدی که دریافت میکنیم به دفتر دادستانی ارسال کرده و آنها را آپ دیت میکنیم. بعبارتی این پرونده هنوز باز است و دارد کار خودش را میکند. اما همانطور که از روز اول هم گفتیم ما ادامه فعالیتهایمان در این خصوص را صرفا به روال حقوقی کار دادستانی محدود نکرده و در کنار این از ابزارهای سیاسی دیگر برای تاثیر گذاری بر این پرونده استفاده میکنیم. از جمله باز کردن گفتمان و بحث ضرورت محاکمه سران جمهوری اسلامی در این دادگاه در سطح اتحادیه اروپا. این را به ویژه مینا احدی در کلیه روابط خود با مقامات اتحادیه اروپا بطور وسیع و روزمره ای دارد به کار میگیرد. تاکنون نیز پیشرویهایی حاصل شده است که حتما افکار عمومی را مطلع خواهیم کرد. یا مثلا به دنبال اعدام زهرا بهرامی این مطالبه را در سطح پارلمان هلند مطرح کرده و در حال حاضر در پارلمان هلند کمیسیون ویژه ای جهت بررسی چگونگی انجام این کار توسط هلند تاسیس شده و مشغول تحقیقات است. ما سعی میکنیم هر جا و بر هر نهاد و ارگانی که برای این کار در هر سطحی فعالیت کند تاثیر گذاشته و در هر موقعیت سیاسی ایی این ضرورت را روی میز سازمانها و نهادهای دولتی و بین المللی قرار دهیم.

بهر حال همینجا اعلام میکنم کار و فعالیت ما برای به محاکمه کشاندن سران جمهوری اسلامی تا زمان متحقق شدن این امر هرگز متوقف یا تعطیل نمیشود. این یکی از مهمترین کارها و فعالیتهای تعطیل ناپذیر ما در کمیته بین المللی علیه اعدام میباشد و همچنان با شور و حرارات به آن ادامه میدهیم.

جوانان کمونیست: برای پشبرد بهتر این پرونده چه باید کرد؟  آیا مردم عادی و جوانان و دانشجویان می توانند در تسریع و بهبود روند این پرونده دخیل باشند؟

فرشاد حسینی: به نظر من محاکمه سران جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی لاهه یک امر صرفا حقوقی و معطوف به حقوقدانان و مقامات قضایی نیست. این یک حرکت مهم سیاسی است که از سیاست فعال و جاری و از خیابان ریشه میگیرد. این توده های معترض مردم، میلیونها تن از قربانیان و شاکیان نظام هستند که عنصر فعاله چنین حرکتی را شکل میدهند نه حقوقدانان و مقامات قضایی. این مردم هستند که خواست و ضرورت چنین دادگاههای را از خیابانها به کرویدرهای دادگاه ها و اتاق های سازمان ملل میکشانند. بنابراین یک پای مهم این حرکت برای محاکمه سران رژیم، خود حرکت و جنبش زنده مردم علیه رژیم است. محاکمه سران رژیم در حقیقت خیلی قبل از این و با شکایت دختران و پسران جوانی که با شهامت پشت دوربین ها قرار گرفته و برای مردم دنیا از جنایتهای رژیم سخن رانده و آنها را در یوتیوب و سایتهای مختلف و در معرض دید جهانیان قرار داده اند شروع شده است. اما به نظر من برای تاثیر گذاری بیشتر سیاسی بر روی این روند محاکمات باید یک جنبش توده ای به نام جنبش شاکیان نظام راه بیفتتد. هر عنصر جامعه امروز میتواند ادعا کند که شاکی نظام است. هر جوانی هر دانشجویی هر زن و دختری هر کارگری هر کودکی هر زندانی هر خانواده زندانی و اعدامی میتواند بعنوان شاکی نظام قد علم کند. این جنبش میتواند و باید یک جنبش میلیونی باشد. این جنبش بالقوه موجود است. در اعتراض روزمره میلیونها مردم در سینه میلیونها جوان این خواست و آرزو موج میزند. اما این را باید به یک نیرو و فورس عملی معینی بدل کرد. جنبش شاکیان نظام مانند هر جنبش دیگری مانند جنبش زنان، دانشجویان، کارگران و غیره باید به مثابه یک جنبشی که خواست و مسئله اش محاکمه سران جمهوری اسلامی است باید خود را سازمان داده و نقشه مند فعالیت خود را پیش ببرد. حول این جنبش میتوان دهها نهاد و سازمان و نشریه و سایت و چهره و سخنگو ایجاد کرد. حول این جنبش میتوان عقده های فرو خورده میلیونها نفر را به نیرویی برای محاکمه این جنایتکاران بدل کرد. در زمینه سازماندهی این جنبش طرح هایی داریم که حتما به اطلاع عموم خواهیم رساند.

در آخر بطور خلاصه تاکید میکنم که محاکمه سران جمهوری اسلامی امر حقوقدانان و قضات و وکلا نیست امر تک تک ماست که هر یک هزاران زخم از جمهوری اسلامی بر تن داریم. هیچ نیرویی به اندازه خود ما نمیتواند مدعی شکایت از سران جنایتکار جمهوری اسلامی باشد. هیچ نیرویی به اندازه تک تک ما نمیتواند به روشنی ساعتها از جنایات جمهوری اسلامی سخن براند. هیچ نیرویی به اندازه ما نمیتواند مدرک و ادله شهادت علیه سران جمهوری اسلامی عرضه کند. این مائیم که پرونده جانایات جمهوری اسلامی را روی میز دولتها و سازمان ملل و قضات دادگاه بین المللی جنایی لاهه میگذاریم.

 

 

متن کامل کیفرخواست علیه سران جمهوری اسلامی به جرم نسل کشی و جنایت علیه بشریت

نوبت محاکمه سران جمهوری اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت فرا رسیده است

نامه سرگشاد فرشاد حسینی به دادگاه بین لمللی جنایی لاهه بمناسبت ۱۷ جولای روز جهانی عدالت جزایی

۱۷ جولای رو زجهانی عدالت جزایی است. ۱۳ سال پیش (۱۷ جولای ۱۹۹۸)  در چنین روزی دولتهای جهان در روم معاهده روم را به تصویب رساندند. معاهده ای که دادگاه بین المللی جنایی لاهه را ایجاد و مسئول پیگرد سران دولتهایی قرار داد که مرتکب جنایت علیه بشریت، نسل کشی و جنایات جنگی شده و در کشور خود امکان محاکمه آنها نیست.

 

در سیزدهمین ساگرد تصویب معاهده روم و در سالگرد روز جهانی عدالت جزایی و در ادامه شکایت کمیته بین المللی علیه اعدام در تاریخ ۲۸ آگوست ۲۰۰۸ با شماره پرونده

 OTP-CR-777/09

و به نمایندگی از کمیته بین المللی علیه اعدام و صدها تن از قربانیان و شاکیان جنایتهای جمهوری اسلامی خواهان رسیدگی سریعتر دادستانی و مقامات قضایی دادگاه بین المللی جانیی لاهه به پرونده کیفری سران جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی جنایی لاهه میباشم. در زیر توجه قضات این دادگاه را به متن کیفرخواست علیه سران جمهوری اسلامی جلب میکنم:

 

جمهوری اسلامی یکی از جنایتکارترین رژیم های سیاسی دنیاست. آنچه ویژگی منحصر به فرد جمهوری اسلامی در ارتکاب جنایت علیه بشریت و نسل کشی را تشکیل میدهد، مستمر بودن و سیستماتیک بودن این جنایات در طی سه دهه میباشد. جمهوری اسلامی قاتل سه نسل از مخالفینش میباشد. جمهوری اسلامی تنها رژیم سیاسی دنیاست که پرونده جنایتش به یک دوره کوتاه معین ختم نمیشود. جنایت در جمهوری اسلامی از نخستین روزهای به قدرت رسیدن آنها در سال ۵۷ آغاز و تا به امروز بطور متوالی نقشه مند و سازمان یافته اجرا میشود. از معدود رژیمهای سیاسی دنیاست که دامنه جنایتهایش از مرزهای جغرافیایی خود فراتر رفته و در کشورهای متعددی جنایت انجام داده است. معدود رژیمهای سیاسی دنیاست که قربانیانش را تنها شهروندان کشوری که حاکمیت دارد در بر نمیگیرد و شهروندان سایر کشورها نیز، طعمه آتش جنایت جمهوری اسلامی شده اند. جمهوری اسلامی یک تهدید و خطر جدی نه تنها برای مردم ایران که برای کل بشریت در سراسر دنیاست. جمهوری اسلامی با ابتدایی ترین حقوق و آزادیهای اساسی و پایه ای مردم منافات ندارد. سران این نطامی که سه دهه وسیعترین جنایت علیه بشریت را مرتکب شده اند باید هر چه زودتر در دادگاههای بین المللی به محاکمه فراخوانده شوند.

سران جمهوری اسلامی به دلایل زیر بر اساس  ماده های ۶ و ۷ اساسنامه روم متهم به جنایت علیه بشریت و نسل کشی بوده و باید محاکمه شوند:

۱- قتل عام یا کشتار دسته جمعی (ماده ۶ اساسنامه روم)

سران جمهوری اسلامی از اولین روزهای به قدرت رسیدنش در سال ۵۷ کشتار مخالفین سیاسی خود را نقشه مند، آگاهانه و سازمان یافته و بطور مداوم به قصد نابودی فیزیکی دستگیر، شکنجه، اعدام  و به قتل رسانده و کماکان به این جنایت ادامه میدهد. . مهمترین موارد این کشتارهای سیاسی جمهوری اسلامی به قرار زیر است:

 

کشتار مردم خوزستان (مرداد ۵۸)

در ۹ خرداد ۵۸ نیروهای نظامی رژیم  به مردم و مخالفین حکومت در خرمشهر یورش کرده و مردم را به رگبار مسلسل بسته و صدها تن از مردم بیگناه از زن و مرد و کودک و پیر را قتل عام میکنند. آمار کشته شدگان بیش از ۲۰۰ نفر اعلام شده است.

کشتار مردم کردستان در مرداد ۵۸

در ۲۸ مرداد ۵۸ خمینی فرمان حمله سراسری نطامی به کردستان را صادر کرده که به دنبال این یورش نظامی و حملات نطامی چه از طریق بمب افکن ها و چه از طریق دستگیری و اعدامها صدها نفر به قتل میرسند.

کشتار مردم در روستای قارنا در شهریور ۵۸

در اثر یورش نظامی سازمان یافته جمهوری اسلامی به روستای قارنا در کردستان در تاریخ ۱۰ شهریور ماه ۱۳۵۸ تعداد ۷۰ نفر از اهالی روستا که عموما زن ها و کودکان بودند به قتل میرسند..

کشتار مردم انزلی در مهر ماه ۵۸

در مهر ماه ۵۸ سپاه پاسداران به سمت ماهیگیران انزلی که خواهان حق آزادنه صید در دریای انزلی داشتند  آتش گشوده و ۳ نفر را کشته و ۵۰ تن را مجروح ساختند. در فردای آن روز اعتراض توده ای و وسیع تری برگزار میشود که باز سپاه به مردم آتش گشوده و تعداد دیگری از مردم را به قتل میرساند.

کشتار مردم گنبد و ترکمن صحرا (اسفند ۵۸)

در اسفند سال ۵۸ جمهوری اسلامی در یک یورش خونین به مردم گنبد و ترکمن صحرا بنا به منابع دولتی ۹۴ نفر را در یک روز تیرباران کردند.

کشتار دانشجویان تحت عنوان انقلاب فرهنگی (اردیبهشت ۵۹)

در اواخر فرودین ۵۹ خمینی فرمان یورش به دانشگاهها و سرکوب کلیه نیروهای سیاسی مخالف را میدهد که با اجرای این طرح:

یورش نظامی و سرکوبگرانه به کلیه دانشگاهها در سراسر کشور انجام گرفته که در اثر آن طبق آمارهای دولتی ۳۸ نفر کشته و بیش از ۱۵۰۰ نفر زخمی شده اند.

  • صدها نفر دستگیر و مورد شکنجه و تعدادی نیز اعدام میشوند.

  • کل دانشگاههای کشور را به مدت ۲ سال بسته و از تحصیل مردم جلوگیری کردند.

  • تعداد زیادی از اساتید و کارمندان و دانشجویان را برای همیشه از دانشگاه اخراج کردند.

کشتار سالهای ۶۰ تا ۶۷

از روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ جمهوری اسلامی یک تعرض نطامی امنیتی پلیسی خشونت آمیزی را باه قصد نابود سازی کلیه گروهها و فعالین و اعضا و هواداران گروههای سیاسی مخالف دولت آغاز کرد که در طول این مدت هزاران نفر کشته و دهها هزار نفر دستگیر و تحت شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند.

کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷

در ماههای مرداد و شهریور ۶۷ جمهوری اسلامی طی یک برنامه سازمان دهی شده دست به کشتار وسیع زندانیان سیاسی در سراسر زندانهای کشور زد. تعداد قربانیان و اعدامی های این جنایت تا ۱۲۰۰۰ نفر اعلام شده است اما لیست و نام‌های مشخص حداقل ۵۰۰۰ نفر توسط سازمان‌های مختلف اعلام شده است.

کشتار اعتراضات ۱۳۷۱

به دنبال افزایش تورم اقتصادی به بالای ۵۰ درصد در شهرهای مختلف ایران علیه سیاستهای اقتصادی دولت تظاهراتی صورت گرفت که جمهوری اسلامی این اعتراضات و تظاهراتها را با خشونت و کشتار مردم سرکوب کرد.این تظاهراتها در شهرهای مشهد، اراک، مبارکه، چهاردانگه تهران و… بود. طبق آمارهای دولتی تنها در شهر مشهد دست کم ۶ نفر کشته شدند.

 

حمله به دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸

به دنبال تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف یک روزنامه در ایران، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله برده و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستانها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز روز شنبه ۱۹ تیر درگیریهای گسترده‌ای روی داده که به کشته شدن چندین نفرانجامید.

کشتار مردم معترض ابادن در تیر ماه ۱۳۷۹

در روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۷۹ مردم آبادان در اعتراض به وضعیت بد آب آشامیدنی دست به اعتراض زدند. مقامات دولتی با بسیج نیرواز اهواز و سایر شهرها در همان روز فضای شهر را نظامی کرده و دست به کشتار وسیع مردم زدند. در جریان این سرکوب دهها نفر از مردم بیگناه آبادن کشته صدها تن مجروح و صدها تن دستگیر و راهی شکنجه گاهها شدند.

 

قتلهای سیاسی زنجیره ای (سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۶)

 

قتل های سیاسی که با قصد از بین بردن مخالفین توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی انجام گرفت. در اثر این قتلها تعداد ۱۴۰ نفر کشته شدند.

 

کشتارمخالفین و معترضین بعد از انتخابات ۱۳۸۸

 

در طی تنها یک سال از خرداد ۸۸ تا خرداد ۸۹ جمهوری اسلامی اعتراض مردم را به وحشیانه ترین شکلی سرکوب کرده و میکند. بر اساس گزارشات منتشر یافته طی این یک سال بیش از ۱۰۰ نفر در خیابانها به ضرب گلوله یا زیر شکنجه به قتل رسیده اند. ۱۸۰۰۰ دستگیر شده اند و نزدیک به ۴۰۰۰۰ فقره نقض حقوق بشر ثبت شده است. در طول این مدت هزاران نفر مجبور به ترک کشور و پناهندگی در کشورهای دیگر شده اند.

 

۲- جنایت علیه بشریت (ماده ۷ اساسنامه روم)

جمهوری اسلامی همچنین در طول حاکمیت سه دهه خود مرتکب اعمالی شده است که عین مصداق جنایت علیه بشریت میباشد.

در زیر به بخشی از مصادیق جرم جمهوری اسلامی در این زمینه میپردازیم:

  • جمهوری اسلامی در طول سه دهه از حاکمیت خود بطور سیستماتیک و سازمان یافته مرتکب اعمالی از جمله قتل، حبس و محرومیتها و آزارهای فیزیکی و جسمی، شکنجه، تجاوز، بردگی جنسی شده است.

  • دستگیری شکنجه و اعدام کلیه گروههای سیاسی مخالف نظام و تلاش برای انهدام کامل این گروهها و کلیه منابع و امکانات مالی و ملکی آنها.

  • دستگیری، شکنجه، آزار و اعدام مخالفان دینی حاکمیت، لائیک ها و اقلیت های مذهبی و تحمیل تبعیض آشکار علیه آنها

  • دستگیری، شکنجه، آزار و اعدام همجنس گرایان

  • دستگیری شکنجه و اعدام کلیه مخالفین سیاسی دستگیری شکنجه و اعدام

 

  • تروریسم دولتی شامل انجام فعالیتهای تروریستی علیه مخالفین سیاسی در خارج مرزهای ایران

 

ترورهای سیاسی ایرانیان در خارج

 

براساس گزارشات خبری انتشار یافته، جمهوری اسلامی تعداد ۴۰۰ نفر مخالفین سیاسی ایرانی را در خاورمیانه، اروپا و آمریکا ترور کرده است.  این ترورها در کشورهای عراق، ترکیه، پاکستان، فرانسه، آلمان ، اتریش، سوئد، انگلستان، امارت متحده عربی، آمریکا، فیلیپین، سوئیس، هندوستان، ایتالیا، دانمارک، روسیه و قبرس انجام گرفته است.

 

ترورهای سیاسی غیر ایرانیان

  • صدور حکم ترور برای نویسنده بریتانیایی سلمان رشدی

 

  • سازماندهی و دخالت مستقیم و غیر مستقیم در فعالیتهای تروریستی در عراق، ، لبنان، اسرائیل و آرژانتین

  • واشنگتن تایمز به چند عملیات تروریستی اشاره میکند که ظرف سی سال گذشته تحت حمایت سپاه پاسداران انقلاب انجام شده اند و از جمله بمب گذاری در سفارت آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳ ، بمب گذاری در مرکز یهودیان در آرژانتین در سال ۱۹۹۴ ، بمب گذاری برجهای خبار ۱۹۹۶ در عربستان سعودی.

 

در همین زمینه جمهوری اسلامی به دلیل فعالیتهای تروریستی در کشورهای آلمان، فرانسه، آرژانتین توسط دادگاههای این کشورها محاکمه و محکوم شده و جرم تروریستی آنها در این دادگاهها محرض شده است.

 

  • اعمال تجاوز بعنوان یکی از ابزارهای شکنجه علیه مخالفین حکومت

  • اجرای حکم وحشیانه و قرون وسطایی سنگسار در ایران

  • اعدام کودکان زیر ۱۸ سال

  • استفاده از کودکان در جنگ که بنا بر آمارهای دولتی منجر به قتل ۹۶۰۰۰ کودک زیر ۱۸ سال شده است.

  • تبعید مستقیم و غیر مستقیم کلیه مخالفین سیاسی فکری عقیدتی این نظام. از طریق وادار کردن میلیونها نفر به فرار از کشور.

 

بردگی جنسی

 

  • تحمیل قوانین تبعیض آمیز علیه زنان که در اثر آن میلیونها زن به دلیل حجاب و پوشش اجباری دستگیر زندانی یا مورد آزار و اذیت فیزیکی توسط نیروهای نظامی ایران شده است. محرومیت میلیونها زن از تحصیل و اشتغال در برخی از رشته ها. محرومیت میلیونها زن از حقوق برابر در امور ازدواج، طلاق، وراثت و حق سرپرستی بر کودکان. محدودیت در سفر آزادنه زن ها. در نتیجه این قوانین هزاران زن و دختر دچار آزار و اذیت های فیزیکی روحی و روانی شده و صدها زن به همین دلایل دست به خودکشی زده اند.

 

سایر جرایم مصداق جنایت علیه بشریت

 

  • سانسور وسیع و سازمان یافته علیه مطبوعات و رسانه های گروهی و مممنوعیت جامعه از دسترسی آزادانه به اطلاعات و افکار غیر دولتی ایجاد محدودیت در دسترسی آزادانه جامعه به اینترنت و ماهواره. دستگیری و مجازات روزنامه نگاران، خبرنگاران

 

  • اعتراف گیری خودسرانه دولتی از زندانیان سیاسی و نمایش آنها در رسانه های گروهی عمومی اعم از مطبوعات و تلویزیون های سراسری.

 

  • اعمال مجازات های قضایی وحشیانه و قرون وسطایی چون بردین انگشت های دست و پا بردین دست و پا و در آوردن چشم از حدقه برابر قوانین قصاص و مجازات های اسلامی.

 

  • ایجاد وسیعترین تبعیضات و بی حقوقی ها نسبت به مهاجرین و پناهندگی غیر ایرانی علی الخصوص مهاجرین و پناهندگان افغانی تبار. محدویت در ازدواج، اشتغال آزادانه و خدمات تحصیل رایگان برای میلیونها پناهنده و مهاجر افغانی و عراقی و غیره. اخراج اجباری و خشونت آمیز ممیلیونها پناهنده و مهاجر افغانی تبار از ایران

 

  • ممنوعیت ایجاد تشکل های سیاسی مخالف نظام

  • ممنوعیت ایجاد تشکل ها و اتحادیه های صنفی کارگری و کارمندی

  • ممنوعیت حق اعتصاب، تجمعات اعتراضی صنفی یا سیاسی. سرکوب خشونت آمیز هر تجمع مخالف دولت.

  • توقیف ها و دستگیری های خودسرانه دولتی

  • مداخله خودسرانه دولتی در زندگی خصوصی افراد و در امور خانوادگی، اقامتگاه، و مکاتبات و ارتباطات مخالفین سیاسی و کنترل پلیسی شبکه ارتباطی مخالفین سیاسی با فامیل، بستگان و دوستان خود.

  • ممانعت از ورود مخالفین سیاسی خارج کشور

  • محدودیت در اشتغال و سفر برای مخالفین سیاسی

  • وادار کردن افراد به شرکت در تجمعات و برنامه های سیاسی مذهبی دولتی

  • محروم کردن افراد از حق کاندید شدن در اداره امور سیاسی قضایی اجرایی کشور و به تبع آن محروم کردن جامعه از حق مشارکت آزادنه در انتخابات و رای دادن به نمایندگان واقعی خود.

  • ایجاد محدودیت در پوشش زنان و مردان

  • محروم کردن جامعه از حق شرکت آزادانه در فعالیتهای هنری فرهنگی اجتماعی مورد نظر خود. ایجاد محدودیتهای سیاسی و مذهبی در انتشار آثار هنری فرهنگی

  • وابستگی کامل سیستم قضایی به دولت و رویه های سیاسی دولت. بدینگونه سیستم قضایی کشور بطور کامل در خدمت دولت و نطام سیاسی قرار گرفته و با هر مخالف سیاسی برخورد قضایی میشود.

  • وادار کردن زندانیان به اعتراف و شهادت علیه خود از طریق شکنجه و آزارهای فیزیکی روحی و روانی.

  • محرومیت مجرمین و زندانیان به ویژه زندانیان سیاسی از حقوق و تضمین های اولیه انسانی از جمله تفهیم اتهام حق داشتن وکیل و حق دفاع آزادانه و امن از خود در مقابل اتهامات.

  • محرومیت کل جامعه از برقراری یک ساختار سیاسی مبتنی بر دخالت مستقیم و مستمر مردم و جایگزین کردن آن به سیستم مبتنی بر دخالت مستقیم و مستمر نیروهای نطامی و امنیتی کشور.

  • سلب آسایش و امنیت جامعه و تحمیل یک جنگ بیهوده هشت ساله به مردم که در اثر آن میلیونها نفر کشته و زخمی و اسیر شده و در اثر آن سلامت جسمی، روحی و روانی شان به خطر افتاده است.

  • اقدام برای تولید سلاحهای هسته ای به قصد امتیاز گیری و بهره برداری سیاسی و به خطر انداختن صلح و امنیت جهانی.

 

**********************

 

اینها تنها گوشه ای از دریای بیکران اتهامات سران جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی میلیونها نفر شاکی دارد. در مقابل هر یک از این جرایم و اتهامات ذکر شده کوهی از اسناد ومدارک مستدل جود دارد و هزاران شاکی فی الحال موجود حاضرند در خصوص این اتهامات شکایتهای شخصی ارائه دهند. 

جمهوری اسلامی با تحمیل  خشونت آمیز نظامی امنیتی، یک بربریت تمام و در مغایر با کلیه تعهدات حقوق بشری به جامعه تحمیل کرده است. سران جمهوری اسلامی متهم اند که در طی سه دهه با استفاده از  خشونت آمیزترین اشکال سرکوب و نیروی قهریه نظامی یک جنایت عظیم و سیستماتیک و برنامه ریزی شده ای را علیه بشریت سازمان داده اند. امروز کوژکترین پایبندی به عدالت جهانی می طلبد که کلیه کسانی که در ایجاد چنین توحشی دست داشته اند به میز محاکمه کشیده شوند.

نوبت محاکمه سران جمهوری اسلامی در سیزدهمین سالگرد تصویب معاهده روم و در سالرگرد روز جهانی عدالت جزایی فرا رسیده است. امسال باید سال محاکمه سران جمهوری اسلامی و در راس آنان خامنه ای بعنوان نماد اصلی حکومت باشد.

با احترام منتظر اقدامات فوری مقامات دادستانی میباشم.

 

از طرف کمیته بین المللی علیه اعدام

کمیسیون پیگیری شکایت علیه جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی جنایی لاهه

کمیته بین المللی علیه سنگسار

 

فرشاد حسینی

farshadhoseini@yahoo.com

 

یک ویدئوی دیدنی از تظاهرات به مناسبت سی خرداد (۲۰ جون) روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در آمستردام

یک ویدئو کلیپ زیبا و دیدنی از تظاهرات به مناسبت سی خرداد (۲۰ جون) روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در هلند. این تظاهرات در روز شنبه ۱۸ ژوئن در میدان دام آمستردام برگزار شد.

ویدئو کلیپ تظاهرات بمناسبت روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در آمستردام هلند

سخنرانی پرشور پدر و مادر دو جوان اعدامی علیه اعدام

مهوش علاسوندی و بیژن فتحی مادر و پدر دو جوان (محمد و عبدالله فتحی) هستند که در مه ۲۰۱۱ بطور غیر منصافنه و بیرحمانه ای به دار کشیده شدند. مهوش و بیژن به جای پوشیدن جامه سیاه عزاداری و غرق شدن در اندوه و ماتم از دست دادن عزیزان شان به صف اول جنبش و مبارزه علیه اعدام پیوسته و به فعال عرصه دفاع از حق زندگی و هستی انسانها تبدیل شده اند. مهوش علاسوندی در سخنرانی خود میگوید: ” گردن های بر دار رفته فرزندانم محمد و عبدالله دهان باز میگشایند که بگویند:” اعدام نه”.

در زیر فایل سخنرانی جذب و آموزنده مهوش و بیژن و مینا احدی سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام را قرار داده ایم. این سخنرانی در روز یکشنبه ۱۹ ژوئن در پالتاک برگزار شد.

زنده باد جنبش علیه اعدام و جنبش در دفاع از حق حیات و هستی انسانها

 

فایل سخنرانی مهوش علاسوندی، بیژن فتحی و مینا احدی بر علیه اعدام در پالتاک ۱۹ جون ۲۰۱۱